هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

85

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

اين سخن به گريه افتاد و به او گفت : آرى تو جوانم را كشتى و خويشانم را از ميان بردى و ريشه‌ام را پاره پاره كردى و اگر اين كارها ، دلت را آرام مىسازد ، اينك آرام يافته‌اى . كما اينكه گفتگوى تندى ميان او و امام زين العابدين ( ع ) نيز درگرفت كه امام بىترس از قدرت و هيبت او ، در برابرش قد علم كرد و ابن زياد از شدت خشم چهره‌اش برافروخت و اگر بانو زينب ( س ) فداكارى نكرده بود و خود را به روى او نينداخته بود ، مىخواست امام زين العابدين را نيز بكشد زينب ( س ) به او گفت : هر چه از ما كشته‌اى بس است و اگر مىخواهى او را بكشى قبلا مرا بكش و يكى از كسانى كه حاضر بود به وى گفت : همان بيمارى كه دارد برايش كافى است ، در اينجا بود كه از كشتنش درگذشت و گفت : شگفتا از اين خويشاوندى كه آرزو مىكرد بجاى او ، بميرد . راويان دربارهء برخورد امام زين العابدين و بانو زينب كبرى با ابن زياد و يزيد و زنان و مردانى از اهل كوفه سخنها گفته‌اند و مورخين اين مطالب را در ضمن بيان حوادث كربلا و قيام امام حسين و پيامدهاى آن ، آورده‌اند كه من ( نويسنده ) براى پيشگيرى از بدرازا كشيدن سخن ، به همين اندازه از زندگى او و قيامش و حوادث پس از آن اكتفا مىكنم . خلاصه اينكه كشته شدن امام حسين ، جهان اسلام را به لرزه درآورد و دلها را تكان داد و شدت و خشونت فاجعه‌اى كه بر مردم آمده بود به حدى بود كه گمان بردند خورشيد كسوف كرده و ستارگان از هم فرو پاشيدند و آسمان خون باريد و صداى غيبى جن ، از هر سوى به گوششان مىرسيد كه : شما فرزند پيامبرتان را كشتيد و خاندان پيامبرتان را آواره كرديد پس در دنيا و آخرت ، در انتظار عذاب و رسوايى باشيد ، حتى خود امويها نيز پس از ديدن خشم و نفرت مسلمانان در اين سو و آن سوى جهان نسبت به اين حادثه و خشم و نفرتى كه بر خاندان اموى نسبت به آن در دل گرفتند ، اظهار پشيمانى كردند و از تمامى آنچه كه اتفاق افتاده بود ، اظهار برائت كردند و يحيى بن الحكم برادر مروان نيز در همين راستا ، اين ابيات را سرود : - در كنار طف ، اجسادى به خون غلطيده كه نسبت خويشى آنها با رسول خدا ( ص ) بسى نزديكتر از خويشى ابن زياد پست و فرومايه است . - نسل و فرزندان سميه ( مادر ابن زياد ) به فراوانى ريگها شد ولى دختر